این قدر با رویاهای من غریبه نباش
باور کن
ما همه از تبار واژگانی هستیم
که از گوشۀ امن آسمان
به اندوه بی پایان زمین رانده شدند
حالا
اگر می بینی هنوز هم به چند خط شعر ایمان دارم
از ترس آن است که خطابه های غمگین زندگی غرق مان نکند
و گر نه
وقتی بوسیدن لحظه ها را ممنوع کنند
دیگر نه شعری می ماند
نه اعتقادی
علی رضا روح نواز
نوشته شده توسط مهسا نیکروش در جمعه 1386/07/13 ساعت 21:25 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفتر هایم خالی بمانند
و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند
می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه سرود قلبم را نشنود
می ترسم نتوانم بنویسم و آخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY